أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

505

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مردمان پست و ترك‌ها بود و اهالى اصلى مكه بدين كار راضى نبودند . من بيش از آن كه مايل باشم كسانى را متهم كنم ، مىخواهم اين جهالت فراگير ميان توده‌هاى مسلمان را از هر جنس و مذهب محكوم كنم ، چيزى كه هميشه عامل نيرومندى براى ايجاد دوگانگى و تفرقهء كلمه ميان مسلمانان بوده است . محمد بن عبداللَّه يك سالى به امارت خود ادامه داد ، در حالى كه عمويش مسعود بر كارهاى او نظارت داشت ، چرا كه جوانى بود كه هنوز تجربه نداشت و سنش از بيست تجاوز نمىكرد . « 1 » چيزى نگذشت كه ميان او و عمويش اختلاف شد و او حاضر به پذيرش نظارت او بر خود نگرديد . در اين وقت دشمنى ميان اين دو بالا گرفت و منشأ دو حادثه شد كه بيش از هر چيز نشانگر نداشتن تجربه و عدم تمركز بود . اين دو حادثه ، اختلاف ميان او اشراف و شورش اشراف بر ضد وى و پيوستن آنان به عمويش شد . حادثهء نخست آن بود كه در باره يكى از اشراف از آل بركات سختگيرى كرده ، دستور ترك مكه را به او داد كه او نپذيرفت و به خانهء شريف عبدالعزيز از آل بركات پناه برد . امير دستور خروج از مكه را مورد تأكيد قرار داد . در اين وقت آل بركات وساطت كرده تا شب مهلت خواستند كه نپذيرفت و با همان روحيهء جوانى كه داشت به محاصرهء خانه‌اى كه آن شريف در بخيله در آن بود پرداخته ، به سپاهيانش دستور تيراندازى از سوراخ‌هاى ديوار داد . اين تيرها به شمارى از اشرافى كه در آن خانه بودند اصابت كرد و سبب برآشفتن آنان شد ، به طورى كه اگر كسانى از اشراف پادرميانى نكرده بودند فتنه‌اى برپا شده بود . بدين ترتيب شريف محمد به خانه‌اش بازگشت . در پى اين رويداد اشراف در خانهء عبدالمحسن عبدلى گردآمده ، در پى انقلاب بودند ، اما عبدالمحسن عقيده‌اش بر اين بود كه از امير بخواهند اصحاب آن خانه‌اى كه بر ضد آن اقدام شده را بر اساس قواعد معهود راضى كند . پرداخت 25 اسب خوب ، همين مقدار برده ، 60 شتر و عذرخواهى رسمى از صاحبان خانه چيزى بود كه مطرح شد .

--> ( 1 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 309 .